حیدربابا بخش بیست و دوم

هچـــــــی خالا چایدا پالتار یوواردی

ممدصادق  داملارینـــــــی سوواردی

هئچ بیلمزدیک داغدی داشدی دوواردی

هریان گلــدی شیلاغ آتوب آشاردیق

آلله نه خوش غمسیز  غمسیز یاشادیق

 

خانم ها درکناررودخانه مشغول شستن لباس اند و آقایان هم پشت بام های خودرا تعمیرمی کنند ، ما بچه ها هیچ چیز نمی دانستیم ، نه کوه می شناختیم ، نه سنگ ، نه ساختمان ، نه درو دیوار ، به همه جا سر می زدیم ، درجنب و جوش بودیم ، خدایا چه روزهای خوبی بود نه غمی داشتیم نه دردی و نه رنجی ، خوشحال و شادمان بدوراز غم و اندوه  زندگی می کردیم ، آری بهترین دوره اززندگی مان دوران کودکی است دراین دوران به جز شادی و خوشی و نازو نعمت چیزی وجود ندارد ، تصاویر زیبای دوران کودکی درذهن شاعر نقش بسته است برای آن روزها ی زیبا و دوست داشتنی آه و حسرت می خورد ، زندگی همین است و بس .

تفسیرو تبین از علی روحی

 

/ 0 نظر / 13 بازدید