حیدربابا بخش پنجاه و هفتم

منیم آتام سفره لــی بیرکشیدی

ائل الیندن دوتماق اونون ایشیدی

گوزه للــرین آخره  قالمیشیدی

اوندان سورادونرگه لر دوندولر

محبتین چـراخلاری سوندولر

تفسیر:

به قول شاعر : پدر من مرحوم حاجی میرآقا خشکنابی سیدی بود خوش سیما که دربرخورد اول اصالت و نجابتش نمایان بود ، قدی متوسط ، اندامی موزون و موقر ، بیانی شیوا و نگاهی نافذ داشت ، بسیارکریم بود عده ی افراد خانواده اش سی ، چهل نفربودند ، سفره ی ماحضرش نیز همیشه برای شهر ها و دهاتی گسترده بود ، شعر نمی ساخت ولی بسیار دوستدار شعرو موسیقی و مشوق هرنوع هنر بود خط خوب می نوشت مشق درشت را شاگرد مرحوم خوشنویس باشی و خط ریز را شاگرد مرحوم امیر نظام گروسی بود، معمولابسیار صبور و حلیم النفس اما بندرت هم بشدت عصبانی و خشمگین می شد و درآن حال موهای سرو صورت سیخ و چشمانش سرخ می نمود درفن خود که امور حقوقی و قضائی باشد متبحر بود تا می توانست دعاوی را به صلح و صفا خاتمه می داد ، چه بسا موکلین پولداررا که ذیحق تشخیص نداده بود با تغییرو تشدد ازخود دورمی کرد و چه بسا موکلین بی بضاعت را مجانی پذیرفته و حتی خرج منزلشان را هم از جیب خود می داد ، حقا عمری را صرف دفاع از حقوق مظلومان کرد ظاهرا معاشر همه کس ولی باطنا بسیار متدین و پرهیزکاربود قولش نزد علمای وقت سندیت داشت .

/ 1 نظر / 16 بازدید
نیلوفر

ولادت امام خوبی ها، امام رضا(ع) رو بهتون تبریک میگم.با آرروزی بهترینها