آذربايجانين اصيل ماهنلاری (قائيدن دئيلم ) خواننده کونل

قايــــدان دئيلـــــــم

يولما ساچلارينـــــــــی يولما بير داهـــا (2)         قايــدان دئيلـــم چکيل يولـــــــومدان(1)

بولــــود تک بوشاليب دولما بيــــــرداها  (2)        قايــدان دئيلـــم چکيل يولـــــــومدان (1)

گؤزلــــرينده ياتيب بيـر شاهــمارايـــلان (2)      حقين ده عشقين ده هامســـــــــی يالان (1)

سن منيم قلبيمـــــــی ائتـميسن تــالان (2)          قايـــدان دئيلـــم چکيل يولـــومـــدان (1)

حسرتيـن سينمـــــی داغـــلاسا بئلـــــه            قلبيم گئجــه گــؤندوزآغلاسا بئلـــــــه (1)

اوره يـــم ده يارا بــــاغــــلاسا  بئلـــــه          قايـــدان دئيلــــم چکيل يولــومـــدان (1)

منه نــه وئرميسن کـــدره دن اؤزگـــــه (2)         قلبيمــــــی ياندران قهــردن اؤزگـــــه(1)

سندن نــه گـــؤرميشم زهــردن  اؤزگــــه            قايـــدان دئيلـــم چکيل يولـومــــــدان (1)

بتون حياتيمــــــــی پوچ ايلـــه ميسن (2)        چکـــدييم زحمتــــی هئچ ائيلــــه ميسن (1)

آرتيق اورييمده کـــؤچ ائيلـــــه ميسن  (2)          قـــايـــدان دئيلـــم چکيل يولومــــدان (1)

داغــلاردا جيران گزه ر ال آياقين داش ازه ر     مـن يارا نيلـه ميشم يارمندن کنار گـزه ر (2)

دلبــريم دلبــريم  گل گل آهـو  بالاســـــی            اوجــا داغـــلار لالــــه ســــــــــی  (2)

آشديـــق ائــل لـــر آيـــريســــــــی            شانــا تئلــــــر آيــريســــــــــــی (2)

بيـــــرگــؤنيلـــــــن دوزمـــزديــــم           اولـــديــم ايــل لــر آيـريســــــــی (2)

دلبـــريم دلبــريم گل گل آهـو  بالاســـــی          اوجـــا داغـــلار لالــــه ســـــــــی (6)

ترجمه

((بيهوده))  زلف های بافته ات را چنگ مزن ، باز نخواهم گشت از راهم به کنار برو .

چو ابر بهاری دمی مشحون و خالی مباش ،  بازنخواهم گشت از راهم به کنار برو .

ماری خوش خط و خال درچشمانت خفته است ، حقت ، عشقت فريبی بيش نبود.

زدست ظلم و جورت دلم خون است ،  بازنخواهم گشت از راهم به کنار برو.

گرزداغ حسرتت سينه ام بسوزد و قلبم شب و روز در تب و تاب آتش عشقت نالان گردد.

گردردلم  هزاران زخم ز عشقت گره زند ،  بازنخواهم گشت از راهم به کنار برو .

به جز کدورت و کينه و زخم های سوزاننده قلبم چه تحفه ای به ارمغان آورده ای .

حياتم را پوچ نموده و زحماتم را به هدرداده ای

مهرت از دلم کوچ کرده  ،  بازنخواهم گشت از راهم به کنار برو.

در کوهها آهو می دود دست و پايش را به سنگ می زند ، به يار نازنين چه کرده ام که ازمن دوری می کند.

ای دلربای مه جبينم بيا  ای بره آهو (( ای زيبای ماه رخان ای بهترين های عالم هستی )) ، ای لاله ی کوههای سرسبز ، ((بيا و بيا در انتظار ت  صبرم به پايان رسيده ، ديگر تحمل فراق و جدايی را ندارم .))

از تبار و نژاد و دلبران زيبا جدا شدم

تحمل يک روزدوری را نداشتم چه کنم سالها فراق و جدايی را بايد بپذيرم .

ای دلربای مه جبينم ای بره آهو (( ای زيبای ماه رخان ای بهترين های عالم هستی  ،)) ای لاله ی کوههای سرسبز ،(( بيا و بيا در انتظار ت  صبرم به پايان رسيده ، ديگر تحمل فراق و جدايی را ندارم .))

 

احساسات و هيجانات عاشق نسبت به معشوق به اوج خود رسيده است ، با توجه به اينکه معشوق را از خود رنجانده است ولی از عمل خود پشيمان گشته است و به التما س و زاری متوسل می شود و تلاش می کند تا معشوق را به تسليم وادارد با اين حال معشوق به گريه و زاری عاشق بی اعتناست و به مقاومت خود ادامه می دهد به قو ه قهريه رو آورده است ، از اين ماهنی دومفهوم استنباط می گردد اولی همان عشق مجازی و دنيوی است  ناز و غمزه معشوق عاشق را ديوانه  کرده است ولی روش برخوردبا معشوق را بخوبی نمی داند و راه خطارا برمی گزيند و با اقدامات غير قابل تحمل محبوبش را از خود دور می سازد هرچند دل معشوق بخاطر عاشق کباب است و از ته دل اورا دوست دارد و بدون او زندگی اش پوچ و بی معنی است ولی بخاطر رفتار ناپسندی که از عاشق مشاهده شده است نمی تواند آن را بپذيرد ، و اما دومی ، عشق يک وديعه الهی است که دردرون انسان آفريده شده  است اگر عشق ورزيدنها و دوست داشتنی ها نباشد حيات معنی و مفهومی نخواهد داشت  عشق ثمره زندگی است انسان بدون عشق موجودی است بی روح و منجمد ، هرکس با زبان خاص خود با معشوق سخن می گويد ، عشق ورزيدن از رموز هستی است .

 

برگشت

/ 95 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

آن که با عالم بالا سر و سودا دارد روزگاری است که ماوی به دل ما دارد همه عمر دویدیم پی اش بی حاصل غافل از آن که درون دل ما جا دارد کار هر کس نبود مرده دلی زنده کند مگر آن کس دم جان بخش مسیحا دارد عاشقی در طلب مال ومنالی نبود عشق مجنون تهی دست تماشا دارد همه بالند به هر چیزی و من می بالم به علی(ع)چون که تملک به سماها دارد شب قدر است و سماوات همه غرق سرور این چنین شب چو تعلق به تولی دارد شهد شیرین شهادت چو بدین گونه چشید جبرئیلش ز علی عجز و تمنا دارد شب نازل شدن وحی و کرامات علی هر دو هم در دل و هم دیده ما جا دارد

سلام

افتاده آفتاب لب ایوان ایوان که تا اتاق نمی آید خورشید از کناره ی تابستان در متن اتفاق نمی آید ایوان و سایه های بلند کاج افتاده اند کنج فراموشی پرسید باز طارمی غمگین :"گنجشک اشتیاق نمی آید ؟" حالا سپیده نیست همین کافی است تا کم کمک عوض بشود ایوان حتی اگر دوباره بیاید " یاس " دیگر به این رواق نمی آید این فصل چندم است که می خوانم از ماجرای گندم و بلدرچین در نیمه بار مانده صدای پا از کوچه ی وفاق نمی آید هنگام کوچ رفت و نمی ریزند اسفند روی شعله ی فروردین آهنگ ابتهاج پرستو ها از انحنای طاق نمی آید شب را دقیق می شوم انگاری ماهی میان حوض حیاط افتاد بس می کنم عزیز دلم ماه است ماهی که بی محاق نمی آید

سلام

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوي تو، ليکن عقب سر نگران ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي تو بمان و دگران ، واي به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجويند کران ، تا به کران مي روم تا که به صاحب نظري باز رسم محرم ما نبود ديده کوته نظران دل چون آيينه اهل صفا مي شکنند که ز خود بي خبرند اين زخدا بي خبران دل من دار که در زلف شکن درشکنت يادگاريست ز سر حلقه شوريده سران ...شهريارا غم آوارگي و دربدري شورها در دلم انگيخته چون نو سفران

سلام

سلام دوست خوبم ممنونم از اینکه بمن سر زدین من الان تازه از سفر برگشتم ولی با وجود خستگی راه دلم نیومد که به دوستانم سر نزنم و لطف دوستان خوبمو بی پاسخ بگذارم ممنونم که تو این مدت بیادم بودین و بمن سر زدین امیدوارم بتونم جبران کنم شاد باشی

سلام

در را برای دراويش باز اين خانه خانقاه من است چطور میفراری با فِـراری جاده پناهگاه من است ترا انسان ِ بَدْوی كم نيست؟ گيرم تا خدا بــِدَوی دراين فِراری فراهم نيست؟ مثلِ هنوز به بيراهه زدن راه من است برای رسيدن به باد الو ... لطفا به همهی دنيا بگوييد: بگوييد اين بر باد رفته كلاه من است بگيريد آن دستی را كه از دست میرود چاهی را كه در انتهای چاهِ من است صدای بالا نيامده در حالای بسيار دارم اين كه در دنيا نمیگنجم از دل زياده خواه من است قبول! نبودنم از جنس معمولن است قبول! اصلا تمام قبولها اشتباه من است دو مثقال و چند سال بزرگتر بشوم تا باور كنم اين كه گول شـيطان میخورم، گناه من است؟ گناه من است اينكه آنچه در چشم چشمه دوخته شده نگاه من است با آتش وقتیكه دندان نشان میدهی چه طور نشانت دهم همين بوسه تنها سلاح من است؟ اقامت در جاده،روی خطّ سفيد، خطر دارد آنكه زيرگرفته میشود اينجا شعرِ سياه من است!

مهرنوش

سلام منم شما رو لينک کردم ممنون از اينکه لينکم کردی موفق باشی

بنفشه

كانون علمي-پژوهشي مهندسين تحول كيميا برگزار مي كند. سمينار بزرگ الگوهاي برتر با حضور ايرانيان موفق.www.kimiagari.com _____*#######* ___*##########* __*############## __################ _##################_________*###### ## _##################_______*########### __##################_____*############# ___#################*__################ ____################################## ______#######www.kimiagari.com ####### _______############################# ________########################### __________######################## ___________*##################### ____________*################## _____________*############### _______________############# ________________########## ________________*######## _________________###### __________________#### __________________### ___________________#

آدی یوخ

سلام خوبین؟ شعر بسیار زیبایی بود می خواستم بدونم میشه آهنگشو برام بفرستین؟ ممنون می شم ازتون

ترک اوغلی

یاشا قارداش