حیدربابا بخش هشتم

حیدربابا مــــــیراژدر سسلننده

کند ایچینه سسدن کویدن دوشنده

عاشیق رستم سازین دیللندیـرنده

یادوندادی نـــه هولسک قاچاردیم

قوشلار تکین قاناد چالیب اوچاردیم

 

یاد آوری خاطرات کودکی  زمینه های لازم رشد و بالندگی را فراهم می سازد اتفاقات و حوادثی که درایام طفولیت رخ می دهد بیانگر ثبت و ضبط جریان خاص حیات آدمی است ، این جریان شور و تحرک زیادی دردرون انسانها ایجاد می نماید آدمی با الهام گرفتن از این شور و حال به نقطه اوج تلاش و موفقیت نایل می گردد که درروند سرنوشت جاری انسانها نقش ارزنده ای را ایفا می کند ، صدای دلنواز و گاهی اوقات تند و خشن میر اژدر ( که از شخصیت های مردومی دوره کودکی شاعراست ) و توجه خاص اهالی ده به آن صدا و یا شور و نوایی که با زدن ساز عاشق رستم درگوش اهالی روستا طنین انداز است ریشه های خیال را درذهن شاعر حیدربابا پرورش داده است و یاشتاب و بی صبرانه دویدنهای دوره کودکی درکوه و دشت خاطرات شیرین و جذابی را درذهن شاعر تداعی می سازد ، شتابان و بی صبرانه دویدن دوران کودکی به پرواز کبوتر تشبیه شده است .

/ 2 نظر / 4 بازدید
ریاحی

سلام دوست عزیز در سرزمين غربت ، مردن چه سود دارد ؟ با مردمان بي دل گفتن چه سود دارد ؟ با آسمان خسته ، با ابر دل شکسته ، با درد ريشه بسته ، رستن چه سود دارد ؟ بودم به عشق ياران ، عمري در اين بيابان ، وقتي که دلبري نيست ، ماندن چه سود دارد؟ با اين همه گلايه ، با اين شکايت و درد سنگ صبور اگر نيست ، گفتن چه سود دارد ، اين کوهسار سنگي ، باغچه هاي رنگي وقتي شقايقي نيست ، ديدن چه سود دارد ؟؟؟ [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

پریسا

بیزده والله اونوتماریق سیزلری گورممسک حلال ائدون بیزلری ............. شور و حال کودکی بر نگردد دریغا ...