حیدربابا بخش چهل و ششم

 

 

اشیتمشم یانیرآللاه چراغــــی

دایراولوب  مسجدوزون بولاغــی

راحت اولوب کندین ائوی اوشاغی

منصورخانین الی قولی واراولسون

هاردا قالسا آلله  اونا یار اولسـون

 

شنیده ام نورخدادرهمه جای روستا طنین افکن شده است و مسجدها با شور و شوق خاصی دایر گردیده و اهالی روستا به آسایش و راحتی نایل شده اند ، دست منصور خان ( از خیرین آن زمان) درد نکند در هرکجا باشد خداوند یار و یاورش باشد که با اقدامات خوب خود باعث رشد و ترقی درروستاگردیده است . در آن زمان که در روستااز مسجد و محل عبادت خبری نبود و مردم در تنگنا بسر می بردند و سختی های زیادی را متحمل شدند و اما با اجرا و کارهای منصورخان مردم به اوج ترقی و پیشرفت نایل شدند .

تفسیرو تبین از علی روحی

/ 1 نظر / 8 بازدید