یالان دنیا بخش دهم

یالان دنیا

 

 

بو غلایدین ، دوغـان یئرده      دوغوب خلقی بوغان یئرده

اوغول نعشین اوغان یئرده      آنا زلفـــــون یولان دنیا

ای کاش هیچ چیز و هیچ کس آفریده نمی شد ، ای کاش مفهومی بنام زندگی وجود نداشت ، ای کاش موجودی بنام انسان از اول متولد نمی شد تا گرفتار چنین معضلات و مشکلات گریبانگیرگردد، دلیل این همه آمدن ها و رفتن ها چیست ، چه لزومی دارد پدیده ای درعرصه گیتی بوجود آیدو سپس از بین برود، نقش دنیا درتغییرو تحولات عالم چیست و چرا همیشه کارهای رو به زوال به حساب دنیا منظور می گردد دراین کشمکش ها و فعل و انفعلات ، دنیا چه جایگاهی دارد آیازوال و نابودی خلایق توسط دنیا انجام می گیرد آیا تولدها و مرگ ها دراختیاردنیااست ، آیاگریه ها و شیون های مادران درسوگ فرزندان را دنیاموثر است اگر اندکی دقت کنیم و درروند جاری حیات و مرگ تفکر کنیم به واقعیت های موجود پی می بریم ، در این صورت گله و شکایت از دنیا بی انصافی است نباید بخاطر از دست رفتن عزیزی از دنیا شکایت کرد ، دراین اوضاع و احوال دنیا نقشی ندارد ، بوجود آورنده و از بین برنده به جز او هیچ پدیده ای  نیست ، پدیده های عالم هستی درذات خود نمی توانند چیزی را از بین ببرند و یا چیزی را بوجود آورند ، همه پدیده های عالم و حتی دنیا درذات خود مخلوق اند ، مخلوق نمی تواند دست به آفرینش و یا زوال بزند ، زوال و نابودی و یا آفرینش پدیده ها دراختیار خالق است که قدرت ایجاد و یا نابودی را درذات خود دارد ولذا مخلوق نمی تواند به کارهای خالق اعتراض نماید چون که حیات را خالق به او داده است ، مخلوق از قبل درخودش چیزی نداشته است ، بلکه آنچه که داشته است از خالق است ، ما نمی توانیم به داده ها و گرفته های خالق معترض باشیم ، ما ازخود چیزی نداریم چگونه به نداشته های خود گله مندیم و آنچه او داده است او هم گرفته است بنابراین گله از آمدن ها و رفتن ها مفهومی ندارد.

شعر از استاد شهریار

تفسیرو تبین از علی روحی

/ 0 نظر / 7 بازدید