حیدربابا بخش چهل و چهارم

 

 

حیدربابا آغا جلارون اوجالـدی

اما حیف جوانلارون قوجالــدی

توخلیلارون آریخلیوب آجالدی

کولگه دوندی گون باتدی قاش قرلدی

قوردون گوزی قارانلیقدا برلــــدی

 

با رشد صعودی درختانتان افسوس که جوانانتان پیرگردید و گوسفندانتان لاغر و گرسنه شدند ، سایه ها برعکس و خورشید غروب نمود و تاریکی فرا رسید و چشمان گرگهادر تاریکی دیده می شود ، آری با گذشت زمان همه چیز تغییر یافته است درختان کوچک و قلمی به درختان بزرگ و تنومند مبدل شده و جوانان نیرومند و شجاع به پیران لاغر و ضعیف تبدیل گشته اند ، زمان با حرکت تدریجی خود تحولات عظیمی پدید آورده است آنچه که دردرون دارد رو به نابودی و زوال سوق می دهد به جز قدرت لایزال او تمام پدیده های عالم از بین می روند و یا درروند جاری تحولات تغییر حالت می یابد از مکانی به مکان دیگر تغییر شکل می دهند، دنیا همچنان به مسیر خود ادامه می دهد و انسانها نیز درگذر زمان قرارمی گیرند و پیرو وضعیف می گردند و سرانجام به جایگاه ابدی خود کوچ می نمایند .

تفسیرو تبین از علی روحی

/ 0 نظر / 14 بازدید