من سنون تک داغا سالدیم نفسی

من سنون تک داغا سالدیم نفسی

سن ده قیتر گویلره سال بوسسی

بایقوشون دا داراولماسین قفسی

بوردا بیر شیر دارداقالیب با غیریر

مـــروتسیز انسانلاری  چاغیریر

همچون چهره زیبای مه رویان و مه پیکران و فرشته صفتان دهربا الهام گرفتن از انفاس قدسی ، دردها و کربت ها وسوزها و اسراربیکران عشق را برپیکره سخت صخره ها و کوه ها بیان کردم تا آن دلارای مهربان و نازنین از بستر کوهستان سرسخت دریافت نماید و آن را برگستره آسمانها و گیتی پهناورپخش نماید تا با گسترش روز افزون امواج عشق و معرفت و آگاهی ، عطر زیبا و دل انگیز آن برقفس تاریک جغد هم نفوذ کند و آن را به سوی بیداری سوق دهد درگرداب زمان درمیان پیچ و خم های روزگار شیری درکنجی نشیمن اختیار کرده و درحال فریاد زدن است ، دردرون فریادها و ناله ها و سوزهای آن خیلی چیزها وجود دارد ، انسانهای بی مروت را صدا می کند و آنهارا به شناخت و آگاهی و درک زمان دعوت می نماید ، واما کو گوش شنوا! مادیات و ثروت اندوزی ، خود خواهی ، جاه طلبی ، زندگی چند روزه دنیوی ، حکومت های چند ماهه ، چند ساله ، رفاه بیش ازحد ، آقا و سروری دیگران ، ظلم و اجحاف به خاطر خوشگذرانی و عیاشی و... گوش غافلان را کرکرده است و توانایی دریافت امواج دلنشین عشق را ندارند ، و فریادها و نداهای منادی حق کارساز نیست ، تلاشها و حرکتها بی پاسخ مانده است ، دنیا طلبان آنچنان مستغرق در عیش و نوش اند که عرصه را برای بیداری و هوشیاری تنگ تر نموده و دژ محکمی برروی جریان رشد و بیداری ایجاد کرده اند که شکستن این دژ آهنین مستلزم صرف هزینه بیشماری است که باید منادیان عشق و معرفت تقبل آن را برعهده گیرند ، درناامیدی بسی امید است نباید سکوت کرد نباید دست از تلاش برداشت نباید میدان را به نفع ظالمان و ستمگران و مقام پرستان خالی کرد .

 

/ 0 نظر / 43 بازدید