علی روحی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ علی روحی
آرشیو وبلاگ
      اودلی سوزلر يانار اورکده ()
حیدربابا سنون گـــویلون شاد اولسون نویسنده: علی روحی - جمعه ۳٠ تیر ۱۳٩٦

حیدربابا سنون گـــویلون شاد اولسون

دنیا وارکن آغزون دولــــی داد اولسون

سننن گئچن تانیش اولسون یاد اولسون

دینه منیم شاعر اوغلوم شهریار

بیر عمردور غم اوسته غم قالار

باگذشت زمان روزگاربازی و فریب خودرا تغییرمی دهد امواج شادی و نشاط از افق های بیکران هستی برپیکر غمگین حیدر بابا رو به تابیدن است و کوله باری از شیرینی و لذت و تجلیات روحبخش و بیدارکننده بربام کوه حیدربابا درحال باریدن است ، و رهگذران آشنا و ناآشنا را شادمان می سازد و دنیای از عشق ومعرفت برسینه های مشتاق سرازیر می گردد ولی درتنگنای مفرط شادی و نشاط دردل شاعر حیدر بابا غم و اندوه غوغا می کند شاعر حیدر بابا آن شهره روزگار که آوازه اش در سرتاسر گیتی درجریان است دلی پرخون دارد ازحوادث و رخدادهای گذشته و حال رضایت آنچنانی ندارد و مدتهایی درکنارغم و اندوه بیشمار روزگارخودرا سپری کرده است هرکدام از این رویدادهای تلخ و ناگوار غمی بیکران برغم ها و اندوه های او افزوده است و دنیای اورا دگرگون کرده است و اورا درتنگنا و ناراحتی و رنج بیشمارقرارداده است ، زندگی و دنیای او با زندگی و دنیای ما فرق ها دارد ، حساسیت و درک او از زمان و زمین و گردش روزگار با حساست و درک ما متفاوت است ، آنچه که او از زمان درک می کند و آنچه که ما از زمان و رخدادهای آن استدراک می کنیم تفاوت فاحش دارد سیاهی و سفیدی برای او از معنی و مفهوم روشنی برخورداراست ، ولی سیاهی و سفیدی برای اکثر ماها تداعی چیزهای دیگر است حرف های زیبا و دلنشین در اثر پاکی و صداقت برزبانی جاری است که دردل آن زبان عقده و کینه ای وجود نداشته باشد و به همه چیز از عینک خوبی بنگرد و سختی ها و ناملایمات زندگی در روند حرکت او به سوی نیکی و خوشی موثر نباشد آری دل شاعر حیدر بابا آکنده از خصلت های نیک و منش روشنگری است درمغز چنین دلی پاک اندیشه های ناب و خالص پرورش می یابد ، دارنده چنین اندیشه ناب و زلال از حساسیت خاصی برخورداراست و به همه چیز و به همه زمان و مکان به گونه دیگری می نگرد ، اگر روند جاری روزگار و برخورد و اعمال مردم روزگار برخلاف اندیشه ها و دیدگاه ناب او باشد امواج  غم و اندوه براو رو به تابیدن می گیرد و درمیان سیل غم های زندگی غوطه ورمی گردد، هرروز که بگذرد غمی برغموم او افزوده می گردد این غم ها از نوع غم های مادی نیست .

 

  نظرات ()
حیدر بابا مرد اوغـــولار دوغگینان نویسنده: علی روحی - پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٦

حیدر بابا مرد اوغـــولار دوغگینان

نامردلــــرین بورونلارین اووگینان

گدیکرده قورد لاری توت بو غگینان

قوی قوزولار آیین شایین اوتلاسین

قویونلارون قویروقلارین  قاتلاسین

کوه مقاوم و سرسخت حیدر بابا دردرون خود انسانهای آزاده و آگاه و بیدارو با استعداد و جوانمردی پرورش داده است ، چنین انسانها در پی ایجاد آرامش و آسایش و رفاه واقعی توام با بینش و منطق عالی برای عموم مردم درتمام دوران ها و زمانها است ، درهرکجا نشانه هایی از نامرادی و نامردی و اجحاف و ظلم و ستم است درآن مکان و زمان رد پای انسانهای مقاوم و آزاده دیده می شود ، اینگونه آدمها ازدیدگاه خاصی برخوردارند و اعم و اخص فعالیت ها وبرنامه های خودرا بخاطر نجات بشریت از زیر سلطه و ریاو تبعیض و استبداد محض تنظیم می نمایند و ازلابلای این برنامه ها از خویشتن و طغیانهای بیش ازحد نفس اماره و هوای نفسانی غافل نیستند و بخوبی از سرنوشت مبارزین و آنهایی که فقط بخاطر احرازمقام و پست و رسیدن به امیال و آرزوهای نفسانی پابه میدان مبارزه نهاده اند آگاهند و این را خوب می دانند که درهنگام رسیدن به قدرت منطقی چگونه با خویش و همراهان خویش برخوردی داشته باشند و چگونه با سلطه طلبی و زیاده خواهی های نفس به مقابله برخیزند و خویشتن را به خاطر لذت های زودگذر دنیوی آلوده ننمایندو دراین راه با هیچ کس و هیچ مقام و منصب دنیوی شوخی ندارند و توصیه های آنچنانی نمی پذیرند اینگونه مردان و زنان تلاشگرو مقاوم مداوم دربرابر گرگان زمانه درهرلباس و رنگ و شخصیتی ظاهری باشند سخت می ایستند و تا آخرین نفس با آنها مبارزه می کنند و زمینه را برای راحتی و آسایش مفرط محرومین و مظلومین و ستم دیدگان مادی و معنوی روزگار فراهم می سازند ، و ازمعنویت و نورانیت و استعداد و آگاهی علمی خاصی برخوردارند و همیشه خودشان را بروز نگه می دارند و از فعل و انفعالات زمان مطلع اند و فرزند زمان خویش اند و براساس حیله ها و نقشه های زمان حرکت می کنند و برای خنثی نمودن توطئه های رنگارنگ مستبدان و خونخواران زمان ، از قبل برنامه های خاصی را تدارک می بینند و بخاطر رفاه و پیشرفت جامعه از زندگی و نیازهای مادی خود می گذرند.

 

  نظرات ()
حیدر بابا گئجــه دورنا گئچنده نویسنده: علی روحی - چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٦

حیدر بابا گئجــه دورنا گئچنده

کور اوغلونون گوزی قارا سئچنده

قیر آتینی مینوب کسیب بیچنده

من ده بوردان تئز مطلبـه  چاتمارام

عیوض گلیب چاتمویونجان یاتمارام

درقصص و افسانه های آذربایجانی حکمت ها و متدهای سازنده ای وجود دارد و آگاهان و بیداران آذری از زمینه ها و روش های مختلف جهت تقویت روحیه ظلم ستیزی و عدالت طلبی به ابداع و خلق افسانه های گوناگون و متنوع و جذابی می پرداختند و افسانه کور اوغلی ازجمله افسانه های سازنده و مثبتی است که درزمانهای کهن توسط انسانهای پاک و وارسته ساخته شده و سینه به سینه برای آیندگان نقل گردیده است دراین افسانه زیبا و دلنشین نکات مهم و سازنده ای یافت می شود و مفاهیم زیبای اخلاقی و انسانی درپیکره آن پی ریزی شده است ، ازکور اوغلی بعنوان انسان مبارز و قهرمان و ظلم ستیز یادمی گردد که خاطرات آن درعرصه های مختلف زندگی نقش عمده ای را ایفامی نماید و منش مبارزه راستین را دردلها پرورش می دهد و انسانهای صادق و مقاوم را برای مبارزه و مقابله با ظلم و اجحاف های متعدد مهیا می سازد ، در این افسانه مبارزه با ظلم و تبعیض و بی عدالتی  است که زمینه های رشد و شکوفایی استعدادهای غافل را دردل خود بوجود می آورد و مفهومی بنام تنبلی و کاهلی و تسلیم شدن دربرابر قدرت طلبان و ستمگران و ... وجود ندارد سرتاسر این افسانه و تمامی شخصیت های آن مملو از مبارزه و ستیز در راه عشق و آزادی است  این شخصیت ها به گونه ای محکم به همدیگر متصل شده اند و زنجیره محکم دفاعی و گاهی اوقات تهاجمی برعلیه زورگویان و زیاده خواهان و سلطه طلبان روزگار بوجود آورده اند با گذشت زمان محتوای این افسانه روزبه روزتازه تر و جذاب تر می گردد مبارزه با ظلم و بی عدالتی از اهداف اولیه انسانهای آزاده است ، انسانهای آگاه و بیدار هرگز درمقابل عملکرد خائنان و سلطه طلبان سکوت اختیار نمی کنند و درهرزمان و مکان با روش ها و شیوه های خاصی باتوجه به مقتضیات زمان به مبارزه خود ادامه می دهند تازمانی که تبعیض و بی عدالتی و سلطه طلبی و زیاده خواهی وجود دارد مبارزه خستگی ناپذیر در کنار آن دیده می شود .

 

  نظرات ()
حیدر بابا غیرت قانون قاینارکـــن نویسنده: علی روحی - سه‌شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٦

حیدر بابا غیرت قانون قاینارکـــن

قره قوشلار سننن قویوب قالخار کن

اوسیلدیریم  داشلارینان اوینار کن

قوزان منیم همتمی  اوردا گور

اوردان اییل قامتیمی دارداگور

جوشیدن خون عیرت و جوانمردی دررگ هوشیاران و بیداران زمان و با پرواز کبوتران دهر برفراز کوهها و دشت ها و دمن های کوه مقاوم و سرسخت حیدربابا و رقص و آواز پرندگان درمیان سنگ ها و صخره های زیبا و رنگین بیانگرنشانه های امید و اراده انسانهای مقاوم و آزاده است ، درذره ذره خاک کهن حیدربابا رازها و رمزهای بیشمارعشق و نفرت نهفته است ، عشق به مفهوم مهرو محبت و اجرای قانون صلح و عدالت ، نفرت به منزله مقاومت جانانه دربرابرهجوم یاغیان و ستمگران و خودخواهان و گردنکشان زمانه است درهرکجا نمونه های بارزی از ظلم و اجحاف و تبعیض و بی عدالتی و سستی و سهل انگاری دیده می شود در آن دیار انسانهای آزاده و تلاشگربا همت و اراده خاصی با مظاهرفساد و تبعیض و حیله و ریا به مقابله برخاسته اند و تاآخرین قطره خون به مبارزه ادامه داده و عرصه را برای خفاشان و ظالمان تنگ کرده اند و گاهی اوقات دراثر غفلت مردم درچنگال حاکمان خونخوارگرفتارشده و درراه عشق و معرفت جان به جان آفرین سپرده اند و یاغیان زمانه به ظاهر تن آنهارا بردارآویختند و از باطن قضایا بی خبربودند و باور نداشتند که همین خون ها روزی آنهارا از اریکه قدرت به پایین آورده و دربرابر چشمان محرومین و مظلومین محاکمه خواهد نمود ، گذرزمان مملو از پند و عبرت است و اگر با دقت به سرنوشت یاغیان و گردنکشان بنگریم نمونه های زیادی وجوددارد که بیانگر ادعای ماست ، روزگار به هیچ کس رحم نمی کند همه ی غارتگران روزی از اعمال ننگین خود پشیمان می گردند ، ولی دیگر کارازکارگذشته است پشیمانی سودی ندارد باید تاوان اعمال ننگین خودرا درعرصه گیتی بپردازند. 

 

  نظرات ()
من سنون تک داغا سالدیم نفسی نویسنده: علی روحی - دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٦

من سنون تک داغا سالدیم نفسی

سن ده قیتر گویلره سال بوسسی

بایقوشون دا داراولماسین قفسی

بوردا بیر شیر دارداقالیب با غیریر

مـــروتسیز انسانلاری  چاغیریر

همچون چهره زیبای مه رویان و مه پیکران و فرشته صفتان دهربا الهام گرفتن از انفاس قدسی ، دردها و کربت ها وسوزها و اسراربیکران عشق را برپیکره سخت صخره ها و کوه ها بیان کردم تا آن دلارای مهربان و نازنین از بستر کوهستان سرسخت دریافت نماید و آن را برگستره آسمانها و گیتی پهناورپخش نماید تا با گسترش روز افزون امواج عشق و معرفت و آگاهی ، عطر زیبا و دل انگیز آن برقفس تاریک جغد هم نفوذ کند و آن را به سوی بیداری سوق دهد درگرداب زمان درمیان پیچ و خم های روزگار شیری درکنجی نشیمن اختیار کرده و درحال فریاد زدن است ، دردرون فریادها و ناله ها و سوزهای آن خیلی چیزها وجود دارد ، انسانهای بی مروت را صدا می کند و آنهارا به شناخت و آگاهی و درک زمان دعوت می نماید ، واما کو گوش شنوا! مادیات و ثروت اندوزی ، خود خواهی ، جاه طلبی ، زندگی چند روزه دنیوی ، حکومت های چند ماهه ، چند ساله ، رفاه بیش ازحد ، آقا و سروری دیگران ، ظلم و اجحاف به خاطر خوشگذرانی و عیاشی و... گوش غافلان را کرکرده است و توانایی دریافت امواج دلنشین عشق را ندارند ، و فریادها و نداهای منادی حق کارساز نیست ، تلاشها و حرکتها بی پاسخ مانده است ، دنیا طلبان آنچنان مستغرق در عیش و نوش اند که عرصه را برای بیداری و هوشیاری تنگ تر نموده و دژ محکمی برروی جریان رشد و بیداری ایجاد کرده اند که شکستن این دژ آهنین مستلزم صرف هزینه بیشماری است که باید منادیان عشق و معرفت تقبل آن را برعهده گیرند ، درناامیدی بسی امید است نباید سکوت کرد نباید دست از تلاش برداشت نباید میدان را به نفع ظالمان و ستمگران و مقام پرستان خالی کرد .

 

  نظرات ()
بیر اوچیدیم بو چــرپینان یئلیننن نویسنده: علی روحی - یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٦

بیر اوچیدیم بو چــرپینان یئلیننن

باغلاشیدیم داغدان آشان سئلیننن

آغلاشیـــدیم اوزاق دوشن ائلیننن

بیر گوریدیم آیریلیغی کیم  سالدی

اولکه میزده کیم قیریلدی کیم قالدی

ای کاش به همراهی باد صبا درآسمانها ، در اوج اقطار گیتی ، درکهکشانها و کرات دیگرو دنیای ناشناخته ها به پرواز در می آمدم و از آن بلندای هستی به جریان و تلاطم سیلاب از افق های بیشمار کوهستانهای سربه فلک کشیده که درمسیر خاص خود جاری می گشت تا نظاره گر آن شوم ، واز آن جایگاه خاص خود به اشک های چشمان ستم دیده و غارت شده بنگرم ، و همسو و همدم آنها گردم ، و سپس درعمق قضایا سیرکنم تا جویای علل آن باشم ، و آنچه که برآنها رخ داده و آنچه که زمینه های انحطاط و شقاوت و بدبختی و تیره بختی را به ارمغان آورده و آنچه که خون های بیشمار بی گناهان روزگاررا به زمین ریخته ، و آنچه که نشانه هایی از ناامیدی و بی بند باری مطلق را دردلها کاشته و زمین و زمان را برای زمینیان و زمانیان مکدر ساخته ، تا سرنخی از آنها بدست آورم . واقعا دراین دانستنی ها چه مفهومی نهفته است ، اگر به شناخت واقعی برسیم و بدور ازمنافع شخصی و هو.ا و هوسهای مطلق نفسانی ، با دقت و تامل خاص به همه چیز و همه کس و همه ی مکانها و زمانها و گذر ایام عمرها بنگریم ، و همراز لحظه ها شویم به خیلی چیزها می رسیم اگر تعصبات خشک و جاهلانه را ازوجود خود بزدائیم و من هارا در او بنگریم و اورا درخود مشاهده کنیم دیگر نیازی به قیل و قالها و بحث ها و استدلال های پوچ و بی ارزش نیست ، باید اینگونه مباحث را به خودخواهان و دنیاطلبان و مرفهان بی درد واگذار کنیم و پی گیر راه و منش خود باشیم ، شیرینی این راه را دنیا طلبان و ثروت اندوزان ستمگر و دارندگان ثروتهای باد آوردی و نورچشمان قدرت زورو زر و تزویر درک نمی کنند بگذار آنها در آتشی که خودشان برای خودشان افروخته اند بسوزند و خاکستر شوند ، دنیای ما زمین ما زمان ما با دنیای آنها فاصله ها دارد ماکجا و قدرت طلبان غارتگرکجا ببین تفاوت ره کزکجاست تا به کجا.

 

  نظرات ()
بیرسوروشون بوقارقمیش فلکدن نویسنده: علی روحی - شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٦

بیرسوروشون بوقارقمیش فلکدن

نه ایستیور بوقوردغی  کلکـــدن

دینه گچیرت   اولدوزلاری الکدن

قوی توکولسون بو یئر یوزی داغیلسین

بوشیطانیلق قورقوســی بیر یغیلسین

از طبیعت باید پرسید ، هدف و مقصودش از این کلک ها و خشنونت ها چیست و به چه دلیل انسانها با یکدیگر درستیزند و از این کارها چه سودی می برند ، دلیل این همه خصومتها و درگیریهاچیست ، اقدام کنندگان به اینگونه اعمال به دنبال چه چیزی هستند و درپشت پرده این ماجراها چه رازی وجود دارد و هدایت کنندگان این ماجراها چه نقشه شومی در سرمی پرورانند و به دنبال چه اهدافی هستند ، هرچه که باشد موضوع و هدف مهمی در این کشاکش ها نهفته است ، این موضوع همان میزان و سنجش است ، درگذر زمان فتنه ها و حادثه های غمناک خاموش می گردد و از زوایای آن حقیقت طلوع می نماید، این همان غربال کردن است این جریان درتحولات و دگرگونی های زمان روبه حرکت است و دراین حرکت ها ریزش های خاصی وجود دارد ، اگر کسی دارای همت والاباشد از لابلای خارها و سنگلاخها ی سخت و پیچیده عبورخواهد کرد ولی اگر کسی اراده ای سست داشته باشد در هرمقام و منصبی هم باشد دربرابر گذر حوادث زمان در مابین چرخهای عشق ورزیدن ذوب می گردد گرچه روزگاری شهره آفاق باشد ، زمان، نامرادی ها و پستی و بلندی های زیادی دربطن خود داردو خیلی هارا رسوا و نابود کرده است و خیلی ها را به مقام والارسانده است ، اگر مواظب نباشیم و دراعمال و کردارو حرکات و موضع گیرهای خود دقت و تامل نداشته باشیم عاقبت و فرجاممان نامعلوم است ، اگر حرکاتمان برخلاف واقعیت ها و مسیرجاری طبیعت باشد زوال و نابودی مان حتمی است ، امکان دارد چند روزی از درخشش خاصی برخوردارباشیم ولی سرانجام شعله های آتش دروجودمان خاموش می گردد و ازگردونه حرکت روزگارحذف می شویم، کسانی می توانند در این مسیر پا برجا بمانند که از بصیرت و بینائی و توانائی خاصی برخوردارند.

 

  نظرات ()
حیدر بابا گویلر بوتون دوماندی نویسنده: علی روحی - جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩٦

حیدر بابا گویلر بوتون دوماندی

گونلر یمیزبیربیریندن  یاماندی

بیربیروزدن آیریلمایون آماندی

یاخشیلغـــــی المیزدن آلیبلار

یاخشی بیزی یامان گونه سالوبلار

آلودگی و بی نظمی همه جارا فراگرفته است آهنگ های گوناگونی از جوانب مختلف به طرزخاصی نواخته می شود ، هرکسی یافته خودراحق تلقی می کند و از روی خواهش های درونی و منافع مادی خود به مسائل و قضایا می نگرد و پندارها و توهمات خودرا حقیقت تصورمی نماید روزها یکی پس از دیگری برای حق طلبان تنگ می گردد عرصه برای جویندگان حق تنگ تر شده است ، دنیا طلبان چهره جهان را مخدوش ساخته اند تمام پدیدهای هستی را بخاطر خود خواهی ها و خوش گذرانی های خود می خواهند و خودرابرترازهمه می پندارند نظرات و ایده های خودرا عالی تلقی می نمایند وبه نظرات و ایده ای دیگران بی اعتنا هستند ، ریا و چرب زبانی جایگزین اصل مشورت گشته است ، تخم فتنه و جدائی را برعالم هستی کاشته اند خبث و یکدندگی جای نیکی و خصلت های نیکورا گرفته است ، روزگار برای نیکان و خیر خواهان تیره و تنگ شده است ، در این عرصه اگر حرکت نکنیم و تغییری در ستون اصلی ظلم و جور ایجاد نکنیم درقبال هجوم مشکلات نابودی انسان و انسانیت حتمی است ، اهم مشکلات ناشی از عملکرد خود می باشد این همه سختی ها و دشواریهارا خود برای خود ساخته ایم اگر تصاویر ذهنی خودرا از یافته های غیر معقول پاک نسازیم امکان اصلاح و رسیدن به پیشرفت و تعالی غیر ممکن است ، اگر حس برتری طلبی و برتری جویی را از وجودمان نزدائیم روزبه روز شاهد حوادث تکان دهنده ای هستیم این همه حوادث و رویدادهای وحشتناک را خودمان بوجود آورده ایم روزبه روز از قانون و خصلت های نیک و پسندیده فاصله می گیریم روزبه روز شاهد گسترش تبعیض و بی عدالتی هستیم روز به روز استبداد و خود محوری جایگزین شایسته سالاری می گردد ، روز به روز تحت عنوان مدیرو مدیریت ثروتهای هنگفتی به جیب عده ای واریز می گردد روزبه روز به جای توجه نمودن به کارایی به مدیر و مدیر گرایی پرداخته می شود دراین دنیای به اصطلاح مدرن به جز تاریکی و شقاوت چیزی مشاهده نمی گردد.

 

  نظرات ()
حیدر بابا گل غنچه سی خنداندی نویسنده: علی روحی - پنجشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٦

حیدر بابا گل غنچه سی خنداندی

اما حیف اورک غذاســی  قاندی

زندگانیق بیر قرانلیق  زندانـدی

بیرگوریدیم نه لر گلیب  باشینا؟

بوزندانین دربچـــه سین آچان  یوخ

بودارلیقدان بیر قورتولوب قاچان یوخ

چرا نا امیدی ، چرا گرفتگی دل ، چرا دلسردی ، چرا بی حالی و تنبلی ، چرا بی رغبتی و بی ارادگی ، علت چیست ؟ دردرون انسان نیروهای بیشماری نهفته است ، هرکدام از این نیروها به فراخور حال انسان فعالیت خودرا شروع می نمایند ، انسان موجودی است چند قطبی دایره فعالیت انسان به مراتب گسترده تر است ، گرفتاریها ، نا امیدیها ، یاس ها و دلسردی های آدمی بسیار نامحدود وقابل تبین نیست هرچقدر درپیرامون آن تحقیق و تفحص شود نتیجه مثبتی دربرندارد ممکن است دربعضی جاها دربعضی مراحل به نتایج خاصی رسید ولی بطورکلی به جائی نمی توان رسید ، درطول جریان زندگی انسان با مسائل و دشواریهایی روبرواست هرکدام از این موارد درتقویت روحیه آدمی موثر است ،این ماهستیم که مسیرو روش آینده خودرا ترسیم می کنیم این ما هستیم که دنیارا برای خود به زندانی مخوف مبدل می سازیم این ما هستیم که خودرا دربدترین شرایط قرارمی دهیم این ما هستیم که همه چیزرا برروی خود مسدود می کنیم و دنیا و زندگی را به گونه ی دیگرمی سازیم و زندگی را برای خود زندانی تاریک تصور می کنیم و بدنبال رهایی از آن زندان مخوف می گردیم درحالی که چیزی وجود ندارد خود برای خود این زندان را تراشیده ایم اگر اندکی تعقل کنیم ، حوادث و اتفاقات  پیرامون را با دیده عبرت و با بصیرت خاص مورد ارزیابی قراردهیم به خیلی چیز ها خواهیم رسید،  به چیز های مهمل و بیهوده که ارزرش اندیشه کردن را ندارند ، رهایی از این مهملات تراشیده شده با تقویت اراده و اندیشه مثبت امکان پذیراست .

 

  نظرات ()
بیر چیخیدیم دام قیه نین داشینا نویسنده: علی روحی - چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٦

بیر چیخیدیم دام قیه نین داشینا

بیر باخیدیـم گئچمیشنه یاشینا

من ده اونون قارلاریلان آغلاردیـــم

قیش دوندوران اورللری داغلاردیم

چه خوش است به بلندای کوه ها و صخره ها صعود کردن واز آن بلندی برگذر زمان توجه کردن و برسن و سال کوه ها و صخره ها نگریستن ، این گونه اندیشه ها انسان را به اوج اعلافرو می برد و تحولات و دگرگونی عمیقی دروجودش پدیدار می سازد و این تحولات چشمگیر نقش سازنده ای در تربیت و سیر صعودی او دارد و نگرش و دید آدمی را باز می نماید و زمینه های رشد و تقویت را دروجودش بارورو دنیایش را به گونه دیگر می سازد دراین دنیا به جز رشد و تعالی و مهر و عطوفت چیزی دیده نمی شود و این دنیا حس کنجکاوی و شناخت را به گونه خاصی تقویت می نماید و نگرش انسان را به اوج می رساند و رویدادها و اتفاقات زمان در روحیه و سازندگی انسان تاثیر به سزائی دارد و انسان رخدادهای گذشته را با دقت کامل مورد تجزیه و تحلیل قرارمی دهد و از نتایج آن برای اتخاذ مشی و روش های آینده استفاده بهینه می کند و با مطالعه دقیق سرنوشت انسانهای سنگدل و قداره بند از آن عبرت می گیرد ، و سعی می کند تا خویشتن را از آلودگی های دنیوی و دوستی جاه و مقام نجات دهد تا مبادا روزی گرفتار چنین مفاهیمی گردد ، تاثیرگذاردن برسنگ دلان و اصلاح و نجات آنها از کینه و لجات و انحراف ، از آرزوهای قلبی انسان کامل است .

برگ در انتهای زوال ، میوه درابتدای کمال ، بنگر که چگونه می افتی ، برگی زرد یا سیبی سرخ

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر حیدربابا سنون گـــویلون شاد اولسون حیدر بابا مرد اوغـــولار دوغگینان حیدر بابا گئجــه دورنا گئچنده حیدر بابا غیرت قانون قاینارکـــن من سنون تک داغا سالدیم نفسی بیر اوچیدیم بو چــرپینان یئلیننن بیرسوروشون بوقارقمیش فلکدن حیدر بابا گویلر بوتون دوماندی حیدر بابا گل غنچه سی خنداندی بیر چیخیدیم دام قیه نین داشینا
کلمات کلیدی وبلاگ حیدربابا (۱۸) عشق (٥) یالان دنیا (۳) خوش سوزون (۱) سنی غملی گورنده (۱) فدا اولسون جانیم سنه (۱) یلان دنیا (۱) چه سود (۱) فرزانه لر (۱) بازهم عشق (۱) همت والا (۱) اندیشه زلال (۱) روایاهای بیکران (۱) حس مسئولیت پذیری (۱) یالاندنیا (۱) یالاندنیا بخش سیزده (۱) حیدربابا بخش اول (۱) حیدربابا بخش دوم (۱) حیدربابا بخش سوم (۱) حیدربابا بخش چهارم (۱) حیدربابا بخش پنجم (۱) حیدربابا بخش ششم (۱) حیدربابا بخش هفتم (۱) حیدربابا بخش نهم (۱) حیدربابا بخش دهم (۱) حیدربابابخش یازدهم (۱) حیدربابا بخش دوازدهم (۱) حیدربابا بخش سیزدهم (۱) حیدربابا بخش چهاردهم (۱) حیدربابا بخش پانزدهم (۱) حیدربابا بخش شانزدهم (۱) حیدربابا بخش هفدهم (۱) حیدربابا بخش هیجدهم (۱) حیدرباب بخش نوزدهم (۱) حیدربابا بخش بیستم (۱) حیدربابا بخش بیست ویکم (۱) حیدربابا بخش بیست و دوم (۱) حیدربابا بخش بیست و سوم (۱) حیدرباب بخش بیست و چهارم (۱) حیدربابابخش بیست و پنجم (۱) حیدربابا بخش بیست و ششم (۱) حیدرباب بخش بیست و هشتم (۱) حیدربابا بخش بیست م نهم (۱) حیدربابا بخش سی ام (۱) حیدربابا بخش سی و یکم (۱) شجاخالاوغلو (۱) قبچاق (۱) خانم عمه میرعبدلون سوزونی (۱) فضه خانـم خشگنابین گلییدی (۱) سحر تئزدن ناخیرچیلار گلردی (۱) گویرچینلـر دسته قالخیب اوچاللار (۱) حیدر بابا قارلــــی داغلار آشاندا (۱) بیر چیخیدیم دام قیه نین داشینا (۱) حیدر بابا گل غنچه سی خنداندی (۱) حیدر بابا گویلر بوتون دوماندی (۱) بیرسوروشون بوقارقمیش فلکدن (۱) بیر اوچیدیم بو چــرپینان یئلیننن (۱) من سنون تک داغا سالدیم نفسی (۱) حیدر بابا غیرت قانون قاینارکـــن (۱) حیدر بابا گئجــه دورنا گئچنده (۱) حیدر بابا مرد اوغـــولار دوغگینان (۱) حیدربابا سنون گـــویلون شاد اولسون (۱) شخصیت (۱) محبت (۱) ارج (۱) ماهنی (۱) مارال (۱) معشوق (۱) افکار (۱) آیرلیق (۱) صداقت (۱) همدم (۱) قیزیل گول (۱) سویمک (۱) یامان یئرده تک قالدیم (۱) تحمل (۱) گویچک (۱) آغلار گوزوم (۱) صدق (۱)
دوستان من رز قرمز الله - من و داداشی آقای هورمزد يعقوبی نژاد کلبه شاعران ميانه (تلمان) علمی ۱۳۱۳(دورنا) ميلاد شکری ندای عشاق سوزعاشقان دل نوشته هاي يك تبعيدي بعد از رهايي از شهر غم عشق الهی پس و پيش سايت ناله عشاق ( تصويری . صوتی . متنی ) وزن بودن را احساس کنیم !!اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت سادست نوشته های من می خواهم زندگی را شاد ببينم - به وبلاگ شادی ها بيا سوته دلان باران عشق - دردهای تنهایی کهنه درخت ندای حق (مسعود کریمی) زندگی آبیست با طعم خدا صداقت عشق پرتال زیگور طراح قالب